شهرمینودشت

   شهرمینودشت،مرکزشهرستان مینودشت،درناحیه شرقی استان گلستان،درمجاورت جاده تهران – مشهد(بزرگراه آسیایی یا سنتو) قرار دارد. وسعت این شهرحدوداً 7 کیلو متر مربع و جمعیت آن در حدود 32000 نفر است . این شهر از جنوب ، به استان سمنان و خراسان ، از شرق به شهرستان گالیکش ، از غرب به شهرستان آزادشهر و از شمال به شهرستان گنبد کاووس محدود می شود . ارتفاع این شهر از سطح دریا حدود 901 متر می باشد . قسمت کوهستانی آن دنباله کوه های البرز شرقی است . ناهمواریهای این شهرستان از دو قسمت کوهستانی و جلگه ای تشکیل شده است . نقاط کوهستانی شهر مینودشت ، از سوی شرق از طریق ارتفاعات پارک ملی گلستان به ارتفاعات استان خراسان شمالی با مرکزیت بجنورد متصل می گردد. 

 قسمت جلگه ای تنها در مرکز و ضلع غربی واقع شده که وسعت کمی دارد و بسیارحاصل خیز می باشد. بیشتر جمعیت شهر مینودشت در بخش جلگه ای سکونت دارند . به سبب وجود ارتفاعات در شرق و جنوب و وزش بادهای سرد شمالی و مرطوب شمال غرب ، در نقاط کوهستانی تا ارتفاعات متوسط ، ریزش باران بیشتر است ، ولی در نواحی کم ارتفاع  کوهپایه ای و جلگه ای از میزان بارش کاسته می شود و دارای اب و هوای معتدل و نیمه مرطوب است . آب این شهر از رودخانه های چهل چای و نرم آب تامین می شود .  

  پیشینه تاریخی شهر مینودشت :  شهرستان مینودشت در سال 1369 از شهرستان گنبد کاووس جدا و به صورت یک شهرستان مستقل در آمده و شامل دو بخش مرکزی و گالیکش و شش دهستان ( چهل چای ، قلعه قافه ، کوهسارات  ) می باشد .   

 حمد الله مستوفی در ضمن ذکر ولایات مازندران ، در باره « کبود جامه » می گوید : « ولایتی است اکنون چون جرجان خرابه است ، مجموع ولایت داخل کبود جامه است . حاصلش ابریشم و انگور و غله بسیار می باشد و ولایتی عریض است . » عوفی در لباب الالباب می نویسد : « کبود جامه قومی بودند که میان استر اباد و خوارزم زندگی می کردند و شهری به نام « شهرک نو » یا « شهر نو » داشتند که خرابه های آن هنوز در سرزمین گوکلان دیده می شود . » علامه قزوینی در حواشی خود بر لباب الا لباب می اورد : « کبود جامه نام حشمی است که میان استر آباد و خوارزم می نشسته اند و شهری داشتند موسوم به شهر  نو . »                                                 امیر تیمور در سال 792 قمری از را ه شهر نو از گرگان به سملقان تاخت . کوهسار جزو کبود جامه بود ، چنان که قریه دل آباد ( امروز : تیله وا ) در کوهسر به حساب کبود جامه بوده است .                                                                                  مردم کبود جامه ، پس از استیلا ی مغولان بر خوارزم ، به این منطقه آمده و مستقر می شوند . پس از استیلا ی مغولان بر خوارزم ، به این منطقه آمده و مستقر می شوند . پس از انحطاط دولت و تمدن جرجان که توسط حملات مغول صورت گرفت ، منطقه جرجان زیر سیطره حکومت کبود جامه ها قرار گرفت .   

 از نظر شرایط بومی – اقلیمی و طبیعی ، مورخانی نظیر حمد الله مستوفی به نکته جالبی اشاره می کنند و آن این که : « کبود جامه شامل تمام خاک گرگان ، پس از ویرانی کامل آن بوده است » وی ناحیه ای تعریف می کند که در آن ابریشم بسیار تولید می شد و غله زار و باغ های انگور فراوان داشته و ناحیه آبادی بوده است که با حمله تیمور ، اواخر سده هشتم از میان رفته است . شهر روغد که معروف بوده و هنگام تاخت و تاز تیمور از میان رفته ، شاید جزو خاک کبود جامه بوده است . 

 مقدسی می نویسد : مسافران از بسطام به شهر گرگان ( از راه کوهستان ) در جهینه توقف می کردند که به قول ابن حوقل دهکده ای زیبا بر کنار رود خانه بود . جهینه که ذکرش در توارخ محلی مازندران زیاد دیده می شود ، گویا قلعه نسبتا محلی بوده که هنگام حمله حکام خراسان و سلا طین مازندران ، پنا هگاه امیران کبود جامه بود  .

  بعد از نام کبود جامه ، نام « حاجیلر »[ به این منطقه اطلاق شد، که بنا بر منابع موثق ، حاجیلر ها ، طایفه ای از گرایلو ها می باشند ،که آنها نیز بخشی از کبود جامه ها بوده اند . در حقیقت « گرایلوها و حاجیلر ها » گروهی از ایلات مهاجر آذربایجان بودند که در زمان صفویه ، هم زمان با مهاجرت گروهی از مردم استان فارس ، به این منطقه کوچانده شدند.  

 چنان که از تصانیف کتاب رابینو ( سفر نامه مازندران و استر آباد ) بر می آید ، حاجیلر نام ایل و حشمی نیز می بلاشد که در این ناحیه سکنی گزیده بودند .  

محمد حسن خان جلایر در استر آباد اعلام استقلال می کند ، حکومت مرکزی برای سرکوب این قیام سپاهی را به منطقه اعزام می کند . وی به محلی به نام قلعه ماران ( منطقه بسیار وسیع و چشم نواز ما بین رامیان و روستای قلعه قافه ازتوابع مینودشت) متواری می شود . در آن جا یکی از معتمدین محمد حسن خان به نام « حاجی » مخفیگاه او را به حکومت مرکزی گزارش داده و حکومت مرکزی نیز به رسم پاداش ، منطقه ی قلعه ماران و مناطق مجاور آن را که بعدها « حاجیلر » نامیده شد ، به او واگذار می کند .                                                                                                                                               بعدها « حاجیلر » به « سنگر » تغییر نام داد ، سنگر ، محله ی محدودی در بخش پسرک ( از محلات شهر مینودشت ) می باشد . علت نام گذاری آن این بود که در یک مقطع زمانی خاص ، بین مردم حاجیلر و مهدی شاه ( یکی از خوانین فندرسک ) جنگی صورت گرفت و مردم حاجیلر به دفاع از حریم شهر پرداختند که قلعه سنگر پسرک نیز به نوعی به این شهر اطلاق شد . 

این منطقه از سال 1346 ( سال 1318 به روایت ستوده ) ، بعد از استحکام حاکمیت رضاه شاه ، به جهت طبیعت بکر و چشم اندازهای بسیار زیبا ، به نام های : دشت سبز ، دشت بهشت ، دشت مینو . نهایتا توسط رضا شاه به مینودشت تغییر نام پیداکرد  . مینودشت از سه محله پسرک ، خوردیماق و قره محمود لوها تشکیل شده است . ترکیب جمعیتی این شهرستان متنوع است و شامل انواع اقوام قزلباش ، فارس ، تات ، ترک،شاهرودی(در اصطلاح محلی کومشی ها )سیستانیهاو ترکمن ها ، بلوچ ها، و کردهای کردستان می باشد که سه طایفه ی اخیر ، گرایش مذهبی تسنن داشته و سایر اقوام یاد شده اهل تشیع می باشند و به زبان های مختلف از جمله ترکی ، سیستانی ، بلوچی و... تکلم می نمایند . قزلباش ها عمده مردم این منطقه بودند که در زمان حکومت  صفویه ، برای برقراری امنیت از آذربایجان  به این محل آورده شده و به صورت یک طایفه محلی مستقر شده اند . قوم تات نیز در منطقه کوهستانی مینودشت زندگی می کنند . 

ویژ گیهای اقتصادی مینودشت : عمده فعا لیت های مردم  این شهردر گذشته صرفاً ، کشاورزی و دامپروری ونوغانداری به صورت سنتی بود ، ولی نوغانداری دامنه وسیعی داشته که در اقتصاد این شهر نقش بسزایی دارد . بعد از انقلاب همزمان با توسعه سایر مناطق کشور مینودشت هم در رشدی که سرعت آن بسیار کند بود دارای یک رشد طولی شد ولی به مرور با شهرستان شدنش مراحل توسعه را سریعتر طی نمود واکنون از مراکز مهم تولیدی و صنعتی مینودشت می توان کارخانجات آرد ، شالیکوبی ، کارخانه نورد فولاد ، سر دخانه و شهرک صنعتی و غذایی را نام برد . صنایع دستی عمده این شهرستان شامل کارگاه های بافت قالی ، قالیچه ، پارچه های ابریشم بافی و سوزن دوزی و ... است .   

   عمده محصول کشاورزی آن ، باغ های میوه ، برنج ، غلات ( گندم ، جو و دانه های روغنی نظیر کلزا و سویا ) ، توتون(از نظر کیفی مرغوبترین توتون کشور ) ،ابریشم ، حبو بات و صیفی جات ،بادام زمینی،باغهای بسیار زیاد زیتون وتقریباًمرکبات است .   

 آثار تاریخی : در شهرستان مینودشت ، سه تپه تاریخی وجود دارد که عبارتند از :

 الف ) تپه پل مینودشت : این تپه در ساحل شمالی رودخانه چهل چای قرار دارد که متعلق به دوره های اشکانی و ساسانی  می باشد و به شماره 2808 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است . این تپه به تپه « آقا جلال » نیز معروف می باشد . 

ب ) تپه خوردیماق : این اثر باستانی در محدوده شمال شرق ، بافت شهری مینودشت و مجاور محله خو.ردیماق قرار گرفته است که متعلق به دوره های هزاره اول پیش از میلاد میباشد که به شماره 14092 در فهرست آثار  ملی کشور به ثبت  رسیده است . این اثر تاریخی به « سوی تپه » معروف می باشد . 

ج) تپه پیشاهنگی : این تپه باستانی در بدنه جنوبی شهر مینودشت و در جنوب غرب اردوگاه دانش آموزی شهید فهمیده ، واقه در بدنه شرقی راه اصلی مینودشت – آزادشهر قرار گرفته است . فاصله این تپه از جاده مینودشت به آزادشهر(سنتو) 100 متر می باشد . قدمت این اثر به هزاره اول پیش از میلاد می رسد . این تیه به شماره 14074 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است

به غیر از از تپه های تاریخی یاد شده ، چند اثر فرهنگی و مذهبی در شهر مینودشت وجود دارد که عبارتند از :

  امام زاده جعفر : در داخل شهر مینودشت و در محله پسرک ، زیارتگاه امام زاده جعفر (ع) قرار دارد که بارگاه شهدا نیز در محوطه آن قرار گرفته است 

 حمام خوردیماق :این حمام قدیمی و متروکه  در خیا بان سید جمال لدین و متصل به شهر مینودشت واقع شده است . تاریخ ساخت حمام یاد شده به دوره قاجاریه می رسد . این حمام به کهنه حمام "قره سفلو" نیز معروف است .    

  مدرسه ایثار گران (نظام الملک سابق ): این مدرسه که متعلق به دوره پهلوی می باشد ، در بافت شهری مینودشت و در خیابان شهید علیرضا قرار دارد.البته الان دیگر اثری از آن باقی نمانده .

 کاخ رضا شاهی : این ساختمان که در حال حاضر از آن به عنوان مکان مسکونی شخصی استفاده می شود ، متعلق به دوره پهلوی است که رو به پارک شهر واقع شده است

اینکه چگونه یک ملک دولتی که سابقه تاریخی هم داشته در زمانی خاص ناگهان در اختیار شخص حقیقی قرار گرفت خود جای سوال دارد ؟

سوغات مینودشت:مردمان هرشهر با توجه به پیشینه تاریخی وفرهنگی خود محصولات محلی خود را معمولاً به عنوان سوغات به میهمانان خود هدیه میدادندکه مردم مینودشت نیز با اقلامی مثل دست بافته های ابریشمی در اندازه ها واشکال وطرحهای متفاوت ونیز اسامی مختلف، میهمانان خود را بدرقه میکردند.                                                                                       سوغاتی های خوراکی دیگری که میتوانید از این شهر با خود ببرید زیتون شور وپرورده،روغن زیتون،بادام زمینی،وبرنج خوش عطر آن میباشد که زبانزد است .

   نکته جالب که جای دارد به آن تلنگری زده شود پخت نوعی شیرینی در ایام عیدبه نام نان تاتاری یا شیرینی تاتاری میباشد که بخاطر پخت توسط طایفه تاتارهای مینودشت به همین اسم معروف شده که  در اکثریت نوشته های راجع به مینودشت به آن توجهی نشده این شیرینی توسط یکی از طوایف مینودشت که اصالتاً به تاتارها معروف میباشند تهیه میشود که ضمن خوشمزه بودن وماندگاری طولانی در تهیه آن نیز تعداد زیادی درگیر هستند که در گذشته نه چندان دور یکی از بهانه های دور هم  جمع شدن خانواده ها وصله رحم در ایام پیش از عیدبرای رفع کدورتها  بود آن چه مهم است این است که مینودشتیها اگر این شیرینی بر سفره عیدشان نباشد انگار عید ندارند واخیراً حتی به شهرهای همجوار هم پخت آن منتقل شده ومیتوان  بر سر سفره ها مزه شیرین آنرا چشید.

خورشت  جرجرم(ger gerem): نوعی خورشت که از ترکیب گوشت گوسفند با استخوان، ماش ،لوبیا چیتی،وسبزی مذکور که گیاهی وحشی وخودرو است وسیرداغ وآرد برنج تهیه میشود .توصیه میکنم اگر در فصل زمستان به منزل مینودشتیها رفتید حتماً این غذا را مزه کنید.این غذاهم با برنج وهم با نون هم مصرف میشود.البته غذاهای سنتی دیگری همچون .......نیز دارد.

درباره تغییر نام حاجی لر به مینودشت همچنین گفته می شود: "رضا خان پهلوی" دردوره سربازی خود با یکی از مینودشتیها بنام ......... هم خدمت بود. شبی در خانه همان همخدمتی در این شهر میهمان شد. صاحب خانه در خواب دید  او پادشاه ایران شده و خوابی که دیده بود برای رضا خان تعریف می کند که رضا خان در آن زمان حرف او را نمی پذیرد. پس از چندین سال که رضا خان پهلوی پادشاه شد به دیدن دوست خود به حاجیلر (نام قدیم مینودشت) آمد اما با خبر شد که دوستش به دیار باقی شتافته است رضا خان در حین برگشت به تهران دستور داد نام حاجیلر را به مینودشت تغییر دهند و از آن پس نام این شهر مینودشت شد.
 

معادن:درحال حاضر معدن ذغال سنگ در روستای تخت با ذخیره ای بسیار بالا توسط شرکت البرز شرقی در حال استخراج میباشد که باعث اشتغال بسیاری از جوانان در منطقه شده .

منابع طبیعی:پوشش جنگلی وسیع با چشم اندازهای زیبا در مسیرهای متفاوت همه روزه پذیرای مردم خوب مناطق مینودشت وگنبد وسایر شهرهای همجوار ودر فصول مسافرت نیز پذیرای میهمانان بسیار زیادی میباشد که از مهمترین آنها میتوان به جنگل دهانه چهل چای،جنگلده،مبارک آباد، و محمد- زمانخان نام برد.

اخیراًپس از سالها تلاش وپیگیریهای مردم ومسئولین منطقه پس از 50سال کلنگ سد نرماب مینودشت با ذخیره آبی بسیار بالا به زمین زده شد که میتواند تاثیر بسیار بالائی در توسعه کشاورزی ،صنعت وحتی توریسم و..... منطقه داشته باشد.

قسمتهایی از این متن از وبلاگ دوست خوبم آقای محمودمیر عزیزی برداشت شده  آدرس

 www.dashte-behesht.blogfa.com/